(تحلیل جنگ و رسانه ها – ۰2) One might cautiously pose the question of whether Pakistan could, in any way, function as a Trojan Horse in relation to Iran?l

از 26 اسفندماه 1404 تا امروز 30 فروردین ماه 1405 که در آتش بس و پایان زمانِ مذاکره سوم قرار گرفته و هر چه پیش تر می رویم، بیشتر آشکارتر می شود که جنگ تحمیلی اسرائیل و امریکا علیه ایران فارغ از پیچیدگی های هدایتِ گرداننده گان ابرقدرتِ دائمی اش بر سر منابع سرشار آن، به یقین جنگ هسته ای یا خطر ایدئولوژیکی و آرمانی یا نوع حکومت ایران نیست. بلکه جنگ هویت و عقده های نبوده و نداشته و بقای یک نسل کاملا جنایتکار و فاشیستی است.  اما یا نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که هویت ملت های متمدن با مادیات، چوب و چماق، تخیل، دروغ و دغل و فریب ها خلق و پایدار نمی شوند. لذا متذکر می شویم که هویت و شناسنامه اصیل ایرانی هم فارغ از این مستثنی نیست و بذر تمدنِ انسانیتِ واقعی ما در طول گذر بیش از ۲۵۰۰ سال متمادی پاشیده شده و پس از تولد نیز ریشه های آن با فریادهای آزادی خواهی و آزاده گی و حماسه های گوناگون تاریخی در سراسر جهان، آنقدر تنیده تا قطور و فنا ناپذیر شده اند. بنابراین چنین هویت و اصالتی بغیر از گسترش و نامیرا بودن راه و روش های دیگری را به یادها نمی آورد.

One might cautiously pose the question of whether Pakistan could, in any way, function as a Trojan Horse

?in relation to Iran

Could there be a possibility that China and Russia had some level of involvement in what is being referred

?to as this ‘Trojan horse

آیا پاکستان می تواند نقشی مشابه یک اسب تروا در ارتباط با ایران داشته باشد یا خیر ؟»؟

آیا این احتمال وجود دارد که چین و روسیه هم تا حدی در آنچه از آن به‌عنوان اسب تروا یاد می‌شود، دخیل بوده باشند؟

*. داستان اسب تروا :

 در جنگ ده‌ساله یونان با تروا، یونانیان که نمی‌توانستند دیوارهای مستحکم شهر را بشکنند، با نیرنگی که اودیسه (Odysseus) طراحی کرده بود، اسب چوبی عظیمی ساختند.  آن‌ها وانمود کردند که شکست خورده‌اند و از ادامه جنگ دست کشیده‌اند. سپس اسب را به‌عنوان هدیه صلح در ساحل رها کردند و ظاهراً عقب ‌نشینی کردند. اما درون اسب، گروهی از بهترین جنگجویان یونان پنهان شده بودند. مردم تروا ـ برخلاف هشدار برخی بزرگان مانند لااُکئون ـ اسب را به نشانه پیروزی به داخل شهر بردند. شب هنگام، جنگجویان از اسب خارج شدند، دروازه‌ها را برای سپاه یونان که در تاریکی بازگشته بود گشودند، و به‌ این‌ ترتیب شهر تروا سقوط کرد.

و اما این سوال در ذهن رسانه پژواک مطرح می شود که آیا جمهوری اسلامی ایران به نوعی قربانی اعتماد به کشور دوست و برادرش پاکستان که رقیب کشوری اتمی است و یاحمایت های متظاهرانه چین و روسیه شده و یا در آینده خواهند شد؟؟؟

آیا بنا بر اظهارات رسانه های غربی و اروپایی، آمریکا در ایران به دامی گرفتار شده که خودش پهن کرده بود؟ یا نه ایران در شرایطی خاص از جنگ زرگری قدرت های اتمی و اقتصادی جهان قرار دارد که هرگونه اظهار نظر و تعریف و تمجید از جانب هر کدام از دشمنان دیرینه ـ ایران زمین گهواره تمدن جهان ـ ، من جمله انگلیس و برخی کشورهای کمونیستی نیز، عین توطئه و  براندازی و  تجزیه خاک ایران است؟ آیا می توان پرسید که ایرانیان، فراموشکارِ  تاریخ روسیه تزاری،  چین کمونیستی و  انگلیس مادر صهیونیست شده اند؟

و یا اگر سوالات ذکر شده به دلایلی از منظر طرفین درگیر هیچ توجیهی نداشته باشند، پس از سخنان تلویزیونی اخیر محمدباقر قالیباف در رسانه ملی، سوالات بی جواب زیر در اذهان عمومی و انبوه اطلاعات رسانه ای داخل و خارج از کشور در برطرف نمودن شبه ها و تردیدها چگونه و چه زمانی پاسخ داده خواهند شد؟

*. آیا معانی شفافیت با عدم افشای اسرار جنگی از زمین تا آسمان متفاوت نیست؟

*. آیا در انصاف و عدل و وجدان و شرف، بدون حضور مردم این اقتدار و پیروزی ممکن بود و باز هم ممکن خواهد شد؟

*. آیا پذیرش نیمه شب و غیر مترقبه مذاکره سوم نشان از بی اعتمادی مقاماتِ در راس امور جنگ و دولت به مردم ایران که 47 سال تمام پشت این انقلاب ایستاده اند نیست ؟

*. آیا اگر با پنهان کاری مذاکرات و نامحرم دانستن این مردم حماسه ساز تاریخ ایران و جهان از حداقل ترین و مجازترین اطلاعات ممکن و آشکار شدن اطلاعاتِ پنهان شده پس از این دوران، این اعتماد و سنگر مردمی را به کلی از دست بدهند، نقشه راه بعدی برای جلب مجدد اعتماد و حضور در مقابل دشمنان با چه سلاح و چه پشتوانه ای خواهد بود؟ و اگر در شفافیت های آینده احتمالا نشانه هایی از واقعیاتی دیگر ظهور کنند، آیا این مردم همانند برجام و دو مذاکره قبلی، تاب و تحمل خیانت در امانت تاریخی دیگری را خواهند داشت؟

*. آیا سرپوش گذاشتن و لایه گذاری به اختلاص های بزرگ از جمله بانک آینده ـ زنجانی ها و خاوری ها و ستیز با حافظه مردمی جهت فراموشی اینگونه ظلمها، نشان از سوء استفاده دکترین از جنگ و قدر نشناسی از حضورهای شبانه میدانی مردمی در این مدت جنگ نیست؟

*. آیا شکست صدا و سیما در جذب مخاطب و افزایش 2/5 برابری نرخ دیش های ماهواره در طول جنگ اخیر و توقیف سریال سینمای خانگی بدنام و به نوعی تن ندادن به اصلاحات و اتحاد و وفاق که احتمالا میدان رقابت رسانه ای را در اختیار جبهه دشمن قرار داده است با چه روش هایی ممکن است جبران شود؟

*. آیا بین ادعاها و شایعات ترامپ مبنی بر اینکه تا روز 13 فروردین با خوشحالی و رضایت اعلام می کرده که هدیه خوبی از ایران گرفته ـ و ذکر و تکرار دائم نام هایی که در حال گفتگو با افراد خوبی در ایران بوده و به نتایج مورد رضایت امریکا تبدیل خواهد شد ـ و بین آن افراد هم که دائما در مورد هرگونه مذاکره قویا منکر شده و برای امریکا خط و نشان می کشیدند که تا پیروزی ایران آتش بسی در کار نخواهد بود، ولیکن چندین روز بعد از این ادعاها به ناگهان آتش بس به هر دلایلی شکل گرفت که اغلبِ خود انکار کنندگان هم به یکباره در آن مذاکرات حضور پیدا کردند، می تواند روابط معناداری  وجود داشته باشد یا نه؟؟؟

*. اگر در آینده ای نزدیک ادعاهای رسانه ای دشمن بخصوص ادعاهای سران آنها در مورد تنگه هرمز، آن مقدار کلی یا مقداری از اورانیوم غنی شده، حزب الله لبنان ، حشدالشعبی عراق و حوثی های یمن به یقین نزدیک تر یا حتمی شود، رسانه ملی یا رسانه های خط سفید دارِ سران ایران و حامیان ما چه پاسخی برای مردم ایران و آیندگان خواهند داشت؟

*. آیا به ظاهر چنین تصور نمی شود که این آتش بس با این سردرگمی رسانه ای و یکطرفه بودن دسترسی به اینترنت آزادِ اکثر اصحاب رسانه داخلی، به ضرر ایران بوده و اگر قبل از این دو هفته منجر به صدور قطعنامه ای دائمی نشود و یا اگر مذاکرات تمدید شود، احتمال شکست جمهوری اسلامی ایران به واسطه اشعری ها و خام فکرها، قوی تر و یا به یقین تبدیل خواهد شد یا نه ؟؟؟

*. آیا گمان یا تفکر نمی کنند که همانند برجام روحانی و دو مذاکره قبلی، این آتش بس موقت سومی نیز می تواند یک استراتژی روانی، فکری و فرهنگی و جنگی در جهت منافع و اهداف امریکا و اسرائیل و یک فریب بزرگ نظامی برای سرنوشت آینده ایران باشد؟

*. در حالی که هر دو جبهه ادعای پیروزی دارند و اطلاعات و بیانیه های صرفا رسانه ای ( جنگ های نوین و پیچیده رسانه ای) از جانب طرفین درگیر  صادر و منتشر می گردند، آیا منبعد و در تاریخ آینده طرفین درگیر بخصوص ایران، به چه نحوی خواهند توانست مردم ایران و جهان را اغنا کنند؟ و یا با کدام تدابیر ممکن ـ مناسب و یا برد برد، به پایان درگیری کامل و قطعی جنگ خواهیم رسید؟ و یا نه اگر ممکن نشود آیا موضوع مذاکره سوم همان اسب تروآ و نادانی بزرگان و شکست شهر تروآ با آن دژهای مستحکم و سربازان قهرمان است؟

*. آیا مسئولین اعزامی ایرانی در هر دو مذاکره قبلی با مدارک ادعایی دکترایی و اعتماد به نفس کامل و قطعیت، مدعی پیشرفت عالی مذاکرات نبودند؟ اما آیا در هر دو مذاکره منجر به جنگ غیر مترقبه و خسارتهای اصلا جبران ناپذیر به کشور نشده و حتی در برجام سردار بزرگ ایران قاسم سلیمانی را از دست ندادیم؟

*. آیا در حین جنگ و نشان دادن قدرت عظیم ایران بر دشمنان هم نمی شد مذاکره کرد؟ و آیا این آتش بس با حضور همیشگی مردم در صحنه چه لزومی داشت؟

*. و نهایتا آیا نباید این آتش بس از چشمان رسانه هایِ آگاه داخلی بسیار بسیار و بسیاران تجزیه و تحلیل شده و مورد نقد جدی قرار بگیرد؟

به هر حال برابر نظرسنجی میدانی، چنین به نظر می رسد که علیرغم میل باطنی آحاد مردم همیشه در صحنه ایران که تک تک آنان به نوعی وفادار و پایبند جمهوری اسلامی اند، با در نظر گرفتن سوابق و تجارب تلخ و قبلی نه چندان دور از بابت اختیارات دلی و عقیده ای، با این نوع آتش بس و این نوع عدم صداقت و عدم شفافیت رسانه ای و قدرتی سرانِ خود، یقینا مخالفند. اما حسب تکلیف و تمکین به رهبری جدید نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، همچنان خود را موظف به تبعیت و ادامه راه و مبارزه میدانی می دانند. ولیکن چنانچه مدعیان برنده مذاکرات عامدا یا سهوا از مذاکرات پیش رو فریب خورده و یا دست خالی ولو به ظاهر پیروز مراجعت نمایند، آنگاه است که آخرین و تنها راه نجات ایران و ایرانی از بلاهای بعدیِ نهایی و حیله های ترامپ و نتانیاهو و ابوموسی اشعری های ایران، فقط و فقط توسل و توکل و پناهندگی به پرودگار یکتا خواهد بود … و دیگر هیچ.

 

 

لذا برای هر انسان ایرانی به خوبی مسلم است از آنجایی که اعتبار امریکا به نتیجه جنگ با ایران وابسته است و دکترین در راس قدرت کشور بزرگِ ما هم با سبقه های قبلی معتقدند پس از اتمام جنگ، کشورهای منطقه و خاورمیانه ناچار خواهند بود برای تامین امنیت ملی و نظامی خود به ایران بعنوان نیروی ابرقدرتِ بومی تکیه کنند، پیغام و پسغام های ضد و نقیض و تشدید مانورهای رسانه ای اخیر از جمله تهدیدها و آنتی تهدیدها نشانه های خوبی ندارند. علیهذا چه جنگ از سر گرفته شود و چه آتش بس تمدید و روند مذاکره طولانی شود و اگر در سریع ترین زمان ممکن قطعنامه ای دائمی با در نظر نگرفتن منافع مشترک برد برد منعقد و امضاء نگردد، هر لحظه وقوع فجایعی بدتر و غیر قابل جبران تر از گذشته بسیار محتمل است و  آنگاه است که زمان انتشار نمره آزمون محمدباقرقالیباف، عباس عراقچی، سردار محمدباقر ذوالقدر، سید محمد مرندی، سردار قاآنی، محسن رضایی و سایر موثرین در جنگ حاضر، توسط رهبری و مردم فنا ناپذیر ایران بسیار نزدیک است.

  • نویسنده : مصطفی شفقی