آقای پزشکیان سوالات دوران انتخابات شما و آقای ظریف : مرغ چند؟ ... گوشت چنده؟... ماشین چنده؟ ...تخم مرغ چنده؟ ... هل من الناصرالچای دبش یادتان می آید؟

تحلیل خارج از گود؛

●. امام (ع): مردم دشمن چیزی هستند که نمی‌دانند.

●. قرآن نیز می‌گوید: انسان‌ها چیزی را که به آن علم ندارند تکذیب می‌کنند.

■ با استناد به کلامات علی (ع) و قرآن کریم، آیا می توان پرسید که ماجرای کودتای ۲۸ مرداد دیگری با سبک و سیاقی نوین و پیشرفته رخ داده و یا در حال رخداد است؟ و یا آیا می توان اظهار کرد که در واقعیت کشور ایران با نظام جمهوری اسلامی برنده تاریخی این رویایویی با قدرت های بزرگ جهان  است؟

 

پس از گذشت فاصله ای نه چندان طولانی از نقد دوم راجع به جنگ ایران و‌ امریکا بعلت شرایط بی سابقه یِ ناپایدارِ تاریخی سیاسی منطقه ای، با بررسی و تجزیه و تحلیل شواهد – رخدادها – گفتار و رفتارهای سیاسی بازیگران متعدد طرفین از یک طرف و نیز میدان داری و جنگ سرد رسانه های فعال بین المللی و داخلی، سعی بر آن داریم تا خارج از گود و با تلاش به دور از هرگونه تعصبات شخصی، سیاسی، جناحی یا فراجناحی و از زاویه دید بسیار متفاوت تر از سایر منتقدان به وقایع اخیر خاورمیانه با محوریت تقابل جنگ نظامی و‌ رسانه ای امریکا و‌ ایران بپردازیم.

 در ابتدا با تاکید به پایبند بودن به تحلیل های قبلی مان از جمله اسب چوبین بودن کشور پاکستان و قربانی شدن نتانیاهو توسط ترامپ، حال پس از اعلام امضاء تواهم نامه نامه ۱۴ ماده ای اخیر که با منتقدان موافق و مخالف بسیاری مواجه شده است مطالب و نتایج و سوالات زیر استنباط می شوند :

●. از آنجایی که روابط بین ایران و امریکا از زمان ماجرای تسخیر سفارت امریکا توسط تعدادی از انقلابیون سال57 کاملا تیره و تار و قطع شده بود و شعارهای همیشگی سیستم حاکم بر جامعه اسلامی ایران با حمایت های آحاد مردم، بر پایه

شیطان بزرگ و مرگ بر امریکا استوار بوده و جمع کثیری از ملت کشورمان در این راه جان و مال خود را با فرهنگ شهادت طلبی فدای این شعائر نموده اند، اکنون از زاویه دیدِ جمع کثیری از منتقدان جبهه اصولگرا و مردمانِ همراهِ کفِ میدان های شبانه ایشان و برخی نیز از جبهه اصلاحات چنین به نظر می رسد که توافقی بسیار سخت تر از جام زهر حضرت امام خمینی(ره)- و بدتر و ننگین تر از برجام و تعهد snapback انجام شده باشد. لذا بایستی با دقت بررسی شود این تفاهم اولیه ۶ ماهه یا تمدیدات پس از آن برای اجلاس و توافق احتمالیِ نهایی، آیا از نظر استراتژی سیاسی، اقتصادی و منطق های علمی یا ایدئولوژی نهادینه شده یِ حاکم بر جامعه، آیا واقعا به نفع مردم و سرنوشت مشروعیت بین المللی آینده ایران خواهد بود یا نه؟

برای پاسخ به این سوال اصلی و شکافتن عقبه رویداد و نهایتا رسیدن به نتیجه گیری مطلوب تحلیل مورد نظر، بر آن هستیم تا حتی الامکان بدون برجسته نمودن نام بازیگران خاص و اصلی کشور در شرایط کنونی  و با مراجعه و مرور به تاریخ معاصر و یادآوری نیات، سیاست ها و رفتارهای ایالت متحده امریکا به قصد پیشبرد اهداف مشترک خود با اسرائیل در کنار سایر کشورهای هم پیمان راجع به ایجاد خاورمیانه جدید و با روش کهنِ سیاسی اختلاف بیانداز و حکومت کن، ابتدا جهت باز تعریف تاریخ در ماجرای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ داشته باشیم و سپس مروری بر مواضع ایران و امریکا در ۸ سال دفاع مقدس و قطعنامه ۵۹۸ و ماجرای جمله جام زهر امام خمینی(ره) و اظهارات آیت الله، اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد آن قطعنامه می نماییم. در ادامه با اشاره و عبور از مواضع و رفتارهای سید محمد خاتمی در مورد انرژی هسته ای و تدابیر لازم در قبال رفتارهای متقابل امریکا و ایران و تحریم ها به دکتر محمود احمدی نژاد و مواضع و سیاست های و حاشیه های منتسب به وی خواهیم پرداخت. سپس سیاست ها و روابط معنادار ادعاهای حسن روحانی و محمد جواد ظریف در برجام و کلمه snap back و نظرات حضرت آیت الله امام خامنه ای (ره) مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین سیاست های رئیس جمهور شهید آیت الله ابراهیم رئیسی و دکتر مسعود پزشکیان تشریح شده و نهایتا به صورت موردی به یک جمله نظرات آیت الله سید مجتبی خامنه ای بعنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی مربوط به تفاهم نامه اخیر را در تصاویر این مقاله مشاهد می نمایید. سپس با مقایسه عملکردهای روسای جمهور ادوار کشور ایران و رفتار اروپا و امریکا در قبال آنها به این موضوع می پردازیم که  آیا می توان چنین استنباط نمود امریکا با عوامل نفوذی فوق حرفه ای خود قصد کودتای ۲۸ مردادی دیگری اما با ورژن و ترفندهای بسیار پیچیده و مدرن تر داشته و در صدد تغییر یا استعمار دائمی کشور و بدنه حاکمیت در ایران را دارد یا نه؟ آیا این کودتا انجام شده و بعلت پیچیدگی آن هنوز با استناد به فرمایشات رهبر شهید ایران آیت الله امام خامنه ای پس از جنگ 12 روزه و قبل از شهادت، آیا این کودتا انجام شده اما چون ناکام مانده بود مجددا با چراغ سبز عوامل نفوذی فوق حرفه ای، جنگ تحمیلی بعدی به جهت تکمیل نمودن کودتا با به شهادت رساندن رهبر انقلاب از سر گرفته شده و ادامه دارد؟

بعد از ارائه و یادآوری مطالب مطروحه، با طرح سوالاتی مرتبط با بازی گردانان سیاسی کشور از جمله شعام، دکتر مسعود پزشکیان و برخی کابینه مرتبط ایشان با وقایع، رئیس مجلس شورای اسلامی، ریاست قوه قضائیه، برخی نیروهای نظامی و امنیتی مرتبط، پاسخ و نتیجه گیری این مقاله را به طور جواب باز و استدلال های مستند از ایشان مطالبه می نماییم. و لذا انتظار می رود پاسخ های شایسته و در شان لیاقتِ مردمِ جان بر کف و جان فدای میادین نبرد، دانشجویان و نخبه ها و فعالین اجتماعی و سیاسی و رسانه های کشور جمهوری اسلامی را جهت آگاهی و یاری به ادامه مقاومت یا مذاکره  صحیح و سالم به رسانه پژواک رسانه وطن جهت انتشار و رفع شبهات و ابهامات رایج ارائه شوند.

واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از بحث ‌برانگیزترین بخش‌های تاریخ معاصر ایران، اختلاف میان آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی و دکتر محمد مصدق هنوز هم میان تاریخ‌نگاران محل بحث بوده و روایت‌های کاملاً یکسانی وجود ندارد. بنابراین سعی بر این است تصویر متوازن و تاریخی ارائه داده شود. لازم است ابتدا ضرورتا بدانیم کاشانی و مصدق در آغاز متحد بودند، نه رقیب.

 دکتر محمد مصدق: رهبر جریان ملی‌گرا و طرفدار محدود شدن قدرت دربار بود.

 آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی: روحانی بانفوذ و ضد نفوذ خارجی بود که میان گروه‌های مذهبی و بخشی از بازار نفوذ زیادی داشت.

●. اهداف مشترک در ابتدا: ملی شدن نفت کاهش نفوذ خارجی، به‌ویژه بریتانیا تقویت نقش مجلس

مرحله اول: (دوران اتحاد ۱۳۲۹–۱۳۳۰) وقتی موضوع ملی شدن نفت مطرح شد، کاشانی از مصدق حمایت کرد. در جریان تصویب قانون ملی شدن نفت، همراهی نیروهای ملی، مذهبی و بازار باعث شد دولت وقت عقب‌نشینی کند. در این دوره رابطه آن‌ها آن‌قدر نزدیک بود که بسیاری جنبش را حاصل ائتلاف ملی – مذهبی می‌دانستند.

 مرحله دوم: (آغاز اختلاف‌ها ۱۳۳۱) بعد از نخست‌وزیر شدن مصدق، اختلاف‌ها کم‌کم آشکار شد.

 اختلاف اول: شیوه اداره کشور مصدق معتقد بود دولت باید اختیار اجرایی بیشتری داشته باشد. نخست‌وزیر بتواند اصلاحات را سریع‌تر پیش ببرد. کاشانی نگران بود تمرکز بیش از حد قدرت در دولت ایجاد شود. نقش مجلس و نیروهای سیاسی کاهش پیدا کند.

اختلاف دوم: نوع ائتلاف سیاسی مصدق تلاش می‌کرد ائتلاف گسترده‌تری بسازد و همه نیروهای ملی را نگه دارد. اما کاشانی نسبت به حضور برخی جریان‌های سیاسی مخصوصاً نیروهای چپ، حساس‌تر بود.

 اختلاف سوم: مسئله اختیارات فوق‌العاده یکی از نقاط مهم اختلافِ درخواست مصدق برای اختیارات ویژه جهت اداره کشور بود. هواداران مصدق می‌گفتند کشور در بحران نفت و فشار خارجی بود و دولت نیاز به سرعت عمل داشت. منتقدان از جمله اطرافیان کاشانی می‌گفتند این روند ممکن است مجلس را تضعیف کند.

 مرحله سوم: (فاصله سیاسی جدی ۱۳۳۲) اختلاف‌ها به اوج رسید که یکی از مهم‌ترین نقاط ماجرای همه‌پرسی انحلال مجلس هفدهم بود. مصدق این اقدام را برای عبور از بن‌بست سیاسی لازم می‌دانست. کاشانی با آن مخالف بود و آن را دور شدن از ساز وکار پارلمانی تلقی می‌کرد. در تاریخ گزارش‌هایی هم وجود دارد که نشان می‌دهد کاشانی در روزهای پایانی نسبت به شرایط کشور هشدار داده بود، اما درباره میزان اثرگذاری این هشدارها و نحوه واکنش مصدق، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود داشت.

●. به این سوال می رسیم که چرا بریتانیا و امریکا وارد ماجرای کوتای ۲۸ مرداد بودند؟ زیرا در آن زمان نفت ایران در اختیار شرکت نفت ایران و انگلیس بود که بعداً به BP تبدیل شد. وقتی دولت مصدق صنعت نفت را ملی کرد، بریتانیا این کار را ضربه بزرگی به منافع اقتصادی و نفوذ منطقه‌ای خود دید. ابتدا از راه‌های حقوقی، تحریم نفتی و فشار دیپلماتیک وارد شد.

 در ماجرای دخالت امریکا روایت تاریخی چند لایه دارد: نگرانی از گسترش نفوذ شوروی در دوران جنگ سرد در واشنگتن این نگرانی وجود داشت که بحران سیاسی و اقتصادی ایران به قدرت گرفتن نیروهای نزدیک به شوروی منجر خواهد شد. از طرفی ثبات سیاسی و امنیت منطقه دولت وقت آمریکا معتقد بود بی‌ثباتی ایران می‌تواند موازنه منطقه را تغییر دهد. در همراهی با بریتانیا اسناد بعدی نشان دادند که بریتانیا در متقاعد کردن دولت جدید آمریکا نقش مهمی داشته و عملیات مشترک آمریکا و بریتانیا بعدها با نام Operation Ajax (عملیات آژاکس) شناخته شد. طبق اسناد منتشرشده نوعی عملیات پنهانی سیاسی و اطلاعاتی طراحی و تبلیغات و جنگ روانی متناسب با شرایط سیاسی و فرهنگی آن دوره ایران انجام شد. تلاش برای جلب حمایت برخی بازیگران سیاسی و نظامی صورت گرفت و در فضای نا آرامی داخلی، دولت مصدق سقوط کرد و شاه دوباره تثبیت شد. پس از گذشت زمانی مشخص، آمریکا رسماً در چند مرحله در سال ۲۰۱۳ پس از انتشار اسناد طبقه‌بندی خارج‌شده سیا به‌ صورت عمومی تأیید کرد که برکناری دولت مصدق تحت هدایت CIA انجام شده و بخشی از سیاست خارجی آمریکا بوده است. (The Guardian +1) – در ۲۰۲۳ نیز CIA به‌صورت علنی این عملیات را غیردموکراتیک توصیف کرد و دوباره نقش خود را پذیرفت(The Guardian +1). اما یک نکته مهم تاریخی میان پژوهشگران اختلاف وجود دارد که چه مقدار از نتیجه ناشی از مداخله خارجی بود و چه مقدار ناشی از اختلاف‌ها و بحران‌های داخلی ایران. عده ای نقش عامل خارجی را تعیین‌کننده می‌دانند و عده ای دیگر معتقدند بدون شکاف‌های داخلی این عملیات موفق نمی‌شد. در مورد مصدق بسیاری از پژوهشگران معتقدند که او در آغاز نسبت به آمریکا نگاه نسبتاً مثبت‌تری نسبت به بریتانیا داشت اما نه به این معنا که عامل یا فرمانبردار آمریکا باشد یا آگاهانه تحت هدایت آن‌ها عمل کند. از زمینه های تاریخی می توان گفت که در آن دوره بریتانیا در ذهن بسیاری از سیاستمداران ایرانی نماد نفوذ سنتی خارجی داشت و آمریکا هنوز آن تصویر استعمارگرانه بریتانیا را در ایران نداشت. لذا مصدق تصور می‌کرد شاید آمریکا بتواند میانجی منصف‌تری در بحران نفت باشد. به همین دلیل بود که با مقامات آمریکایی گفت‌وگو می‌کرد و امید داشت واشنگتن از راه ‌حل های حقوقی و اقتصادی حمایت کرده و به نهادهای بین‌المللی و افکار عمومی جهانی توجه داشته باشد. اما این نگاه در نهایت نتیجه‌ای که انتظار داشت را نداد.

 عده ای از منتقدان مصدق به این نکته قائل اند که وی به محبوبیت داخلی و اعتبار بین‌المللی خود بیش از حد اعتماد نموده و تصور کرد آمریکا در نهایت علیه او وارد عمل نخواهد شد و هشدارهای برخی متحدان داخلی را کمتر جدی گرفت و عده ای از حامیانش مدعی اند که او در شرایط بسیار پیچیده‌ای بین دربار، مجلس، بحران اقتصادی، تحریم نفت و فشار خارجی قرار داشته و تصورش این بود که قواعد دیپلماسی و مشروعیت بین‌المللی از دولت منتخب حمایت خواهد کرد. برخی منتقدان میانه رو  و تاریخ‌نگاران امروزی هم نظرشان این است که مصدق نه ساده ‌لوح بود و نه به تنهایی مغرور شده بود، بلکه رفتار او برآورد اشتباه از رفتار آمریکا در فضای جنگ سرد بود. لذا پس از این رخداد تلخ و تاریخیِ پرابهام ۲۸ مرداد و بعد از سقوط دولت مصدق، طرفداران مصدق گفتند جدایی نیروهای ملی و مذهبی زمینه را برای موفقیت کودتا فراهم کرد و از طرفی برخی نزدیکان کاشانی گفتند مصدق با دور شدن از متحدان سیاسی، پشتوانه اجتماعی خود را ضعیف کرد اما داستان کاشانی و مصدق را خیلی‌ها نه به ‌عنوان خیانت یکی به دیگری، بلکه به‌ عنوان فروپاشی یک ائتلاف سیاسی در شرایط بحران داخلی و فشار خارجی تحلیل می‌کنند این اختلاف هنوز از موضوعات زنده تاریخ‌نگاری ایران است و بسته به منابع موجود، روایت‌های متفاوتی وجود دارند.

●. درباره نقش آیت‌الله کاشانی نیز در ماجرای ۲۸ مرداد هنوز هم اجماع کامل وجود ندارد. درباره اینکه آیا جدایی او از مصدق به موفقیت کودتا کمک کرد یا نه اختلاف نظر جدی وجود دارد. آیت الله کاشانی مردم و بازار را بسیج می‌کرد. از ملی شدن نفت حمایت علنی داشت. به مشروعیت اجتماعی نهضت کمک کرد. بعضی تاریخ‌نگاران معتقدند بدون ائتلاف نیروهای ملی و مذهبی، نهضت ملی نفت به آن قدرت نمی‌رسید. پس چرا رابطه از حدود ۱۳۳۱ خراب و اختلاف‌ها بیشتر شدند؟ پاسخ هایی که در تاریخ می توان یافت عبارتند از افزایش اختیارات دولت مصدق اختلاف درباره نقش مجلس. اختلاف بر سر نوع ائتلاف سیاسی. نگرانی کاشانی از تضعیف نیروهای مذهبی. اختلاف بر سر همه‌پرسی انحلال مجلس که نهایتا ایشان در اینجا از متحد به منتقد تبدیل شدند.

آیت الله کاشانی در روزهای منتهی به ۲۸ مرداد چه کرد؟ راجع به این سوال هم اختلاف روایت‌ها شروع می‌شود. روایت اول از سمت حامیان نزدیک به مصدق می‌گویند، کاشانی با فاصله گرفتن از دولت، بخشی از پشتوانه اجتماعی مصدق را تضعیف کرد. سکوت یا همراهی غیرمستقیم

 برخی اطرافیان او باعث شد مخالفان دولت قدرت بگیرند. در این نگاه نقش او مستقیم در کودتا نبود، اما جدایی‌اش به نتیجه نهایی کمک کرد. روایت دوم از سمت حامیان نزدیک به کاشانی می‌گویند، کاشانی نسبت به شرایط هشدار داده بود. از تمرکز قدرت و انحلال مجلس انتقاد داشت. مسئولیت سقوط فقط متوجه او نیست. زیرا در این روایت کاشانی منتقد مصدق بود و نه همکار کودتا. از بین ماجراهای آن زمان نامه معروف کاشانی یکی از موضوعات مشهور، نامه‌ای است که گفته می‌شود کاشانی پیش از ۲۸ مرداد به مصدق نوشت و نسبت به خطر هشدار داد. اما درباره زمان دقیق، میزان اثرگذاری، و حتی تفسیر محتوای آن میان پژوهشگران اختلاف وجود دارد. لذا در جمع‌بندی متوازن تاریخی اگر بخواهیم خیلی فشرده مطالبی بیان کنیم، نقش مثبت آیت الله کاشانی کمک جدی به

شکل‌گیری نهضت ملی نفت و حمایت اولیه از مصدق بود و نقش منفی او در نگاه منتقدان شکستن ائتلاف سیاسی و کاهش حمایت اجتماعی در لحظه حساس بود. علیهذا اتهام مشارکت مستقیم در کودتا موضوعی است که تاریخ‌نگاران درباره آن اتفاق‌نظر ندارند و اسناد قطعیِ مورد اجماع برای طراحی مستقیم ارائه نشده است و به زبان ساده بعضی‌ها می‌گویند اگر کاشانی کنار مصدق می‌ماند شاید ۲۸ مرداد شکل دیگری پیدا می‌کرد و بعضی هم می‌گویند اختلاف‌ها آن‌قدر عمیق شده بود که همکاری دیگر ممکن نبود.

 ■ ۸ سال دفاع مقدسِ جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ این قطعنامه در سال ۱۳۶۷ فی مابین کشور عراق و ایران توسط سازمان ملل متحد امضاء گردید. چند عامل بعنوان دلایل امضاء این قطعنانه مطرح می‌شوند و میان پژوهشگران درباره وزن هر عامل اختلاف نظرهایی است اما دلایل عمده ای که از طرف مسئولین وقتِ نظام از جمله  اکبر هاشمی رفسنجانی به امام خمینی(ره) با هدف اقناع ارائه شد عبارتند از:

●. فشار نظامی: در ماه‌های پایانی جنگ، عراق در چند جبهه پیشروی‌هایی داشت و موازنه نسبت به سال‌های قبل تغییر کرده بود.

●. فشار اقتصادی: ادامه جنگ هزینه بسیار سنگینی برای کشور ایجاد کرده بود.

●. ارزیابی فرماندهان و مسئولان: در روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی گفته شده گزارش‌هایی درباره توان اقتصادی و نظامی کشور ارائه شد که ادامه جنگ را بسیار دشوار نشان می‌داد. برابر اسناد و شواهد ویدئویی موجود، آقای رفسنجانی به حضرت امام دائما تکرار می کنند که در و دیوار پر است از وعده های ما و مردم سخت شان است. اگر برای شما مشکل است بگویید که مرا محاکمه کنند، من فرمانده جنگ ام، معاون شما هستم، اختیارات فرماندهی با من است و من صلح می کنم که نهایتا وقتی تصمیم به پذیرش گرفته شد، امام در پیامی تاریخی نوشتند که پذیرش قطعنامه برای او از «نوشیدن جام زهر» تلخ‌تر بوده است و این عبارت بعدها در ادبیات مشهور سیاسی ایران به این منظور تعبیر شد که در روایت رسمی جمهوری اسلامی، این تصمیم برخلاف خواست قلبی رهبر وقت بوده، اما ظاهرا به دلیل تشخیص مصلحت کشور و شرایط موجود پذیرفته شده است.

 

 ■ اختلافات امریکا و اسرائیل  ا ایران و حق برخورداری کشور از انرژی هسته ای و برجام

 

 

 

●. سیاست حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی

از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ رئیس‌جمهور ایران بود. برخلاف تصور برخی، برنامه هسته‌ای ایران در دوره او متوقف نشد، بلکه ادامه یافت و بخش مهمی از زیرساخت‌های آن توسعه پیدا کرد.

در دوره او تأسیسات غنی‌سازی نطنز تکمیل و معرفی شد. تأسیسات آب سنگین اراک پیشرفت کرد و ایران همکاری بیشتری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را آغاز کرد. لذا از نظر تاریخی نمی‌توان گفت خاتمی مخالف اصل فناوری هسته‌ای بود، بلکه اختلاف اصلی بر سر نحوه مدیریت پرونده هسته‌ای بود. ولیکن پس از افشای برخی فعالیت‌های هسته‌ای ایران در سال ۲۰۰۲، فشارهای بین‌المللی افزایش یافت و دولت خاتمی تصمیم گرفت از طریق مذاکره با سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه، آلمان بحران را کنترل کند. این مذاکرات توسط تیمی به سرپرستی حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، انجام شد.

یکی از مهم‌ترین اتفاقات آن دوره، تعلیق داوطلبانه و موقت غنی‌سازی اورانیوم بود زیرا دولت خاتمی استدلال می‌کرد: این تعلیق دائمی نیست و هدف جلوگیری از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت است و همچنین فرصت ایجاد می‌کند تا اعتمادسازی صورت گیرد.

در دوره ایشان  منتقدان ‌گفتند این اقدام امتیاز دادن بدون دریافت امتیاز کافی بود و اروپا تعهدات خود را عملی نکرد. لذا  این اختلاف نظرات بعدها به یکی از محورهای اصلی مناقشات سیاسی در ایران تبدیل شد ولی خاتمی هرگز روابط کامل سیاسی با آمریکا را برقرار نکرد، اما سیاست او نسبت به دولت‌های قبل نرم‌تر بود. از مهم‌ترین اقدامات او مطرح کردن گفت ‌و گوی تمدن‌ها بود که این ایده در سازمان ملل نیز مورد استقبال قرار گرفت و سال ۲۰۰۱ به عنوان سال گفت ‌وگوی تمدن‌ها نام‌گذاری شد. در سال ۱۹۹۸ خاتمی در مصاحبه‌ای با شبکه CNN گفت: مردم آمریکا را از دولت آمریکا جدا می‌داند. خواهان کاهش تنش میان دو ملت است. از تبادل فرهنگی استقبال می‌کند و این مصاحبه در آن زمان بازتاب جهانی گسترده‌ای داشت.خاتمی از کاهش تنش و گفت‌ وگو حمایت می‌کرد، اما نه از عادی‌سازی بدون قید و شرط. در دوران خاتمی روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا برقرار نشد. تحریم‌های آمریکا ادامه یافت. اختلافات دو کشور بر سر مسائل مختلف باقی ماند و دلایل زیر موجب شد که مذاکرات نتیجه بخش نباشند:

بی‌اعتمادی متقابل ایران و آمریکا، اختلاف میان اروپا و آمریکا درباره نحوه برخورد با ایران، تغییر فضای بین‌المللی پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، قرار گرفتن ایران در سخنرانی «محور شرارت» توسط رئیس‌جمهور وقت آمریکا، George W. Bush، که فضای روابط را تیره‌تر کرد.

●. سیاست دکتر محمود احمدی نژاد

هر چند که در جمهوری اسلامی، سیاست هسته‌ای صرفاً در اختیار رئیس‌جمهور نیست و تصمیم‌های کلان در این زمینه در نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی و با نظر رهبر جمهوری اسلامی اتخاذ می‌شود و رئیس‌جمهور یکی از بازیگران مهم، اما نه تنها تصمیم‌گیر است، رویکرد احمدی نژاد تقریباً نقطه مقابل دولت خاتمی بود. با آغاز دولت او در سال ۱۳۸۴، سیاست هسته‌ای ایران تغییر محسوسی پیدا کرد. احمدی‌نژاد تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی را پایان داد، فعالیت تأسیسات نطنز را از سر گرفت، توسعه تعداد سانتریفیوژها را سرعت بخشید، اعلام کرد غنی‌سازی اورانیوم حق مسلم ایران است و یکی از شعارهای مشهور آن دوره این بود: « انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» که به یکی از نمادهای سیاست داخلی و خارجی آن دولت تبدیل شد.

دولت احمدی‌نژاد مواضع بسیار تندتری نسبت به آمریکا اتخاذ کرد. وی معتقد بود آمریکا قصد محروم کردن ایران از فناوری پیشرفته را دارد، فشارهای غرب بیشتر جنبه سیاسی دارد تا فنی، ایران نباید تحت فشار از حقوق هسته‌ای خود عقب‌نشینی کند. در نتیجه این سیاست ایران به چرخه کامل غنی‌سازی دست یافت، تعداد سانتریفیوژها به شکل قابل توجهی افزایش یافت،  توان علمی و فنی کشور توسعه پیدا کرد و ایران نشان داد که تحت فشار خارجی از برنامه هسته‌ای صرف‌نظر نمی‌کند و به دلیل این مواضع در قبال غرب و امریکا، چندین قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران صادر شد، تحریم‌های مالی، نفتی و بانکی بسیار گسترده‌تر شد، اقتصاد ایران آسیب قابل توجهی دید و فضای مذاکره با غرب دشوارتر شد. با این حال احمدی نژاد به هیچ عنوان مخالف قطعی مذاکره نبود و در سخنرانی‌های مختلف اعلام می‌کرد که ایران آماده گفت‌ وگوست، اما بر پایه احترام متقابل و بدون چشم‌ پوشی از حق غنی‌سازی. بنابراین مخالفت او بیشتر با آنچه «مذاکره از موضع فشار» می‌نامید، بود.

●. سیاست دکتر حسن روحانی

در آن دوره حسن روحانی به همراه محمد جواد ظریف با یک‌ کلید گاوصندوق قدیمی و شعارهای عامه پسند وارد کارزار انتخاباتی شد و سپس با نقد محور مقاومت و اصرار و اعمال فشارهای سیاسی  به آنان و اصرار به رهبر شهید ایران، به سراغ مذاکره می رود. محور اصلی سیاست خارجی و هسته‌ای به ادعای دولت حسن روحانی، حل پرونده هسته‌ای از طریق مذاکره برای رفع تحریم‌ها بود. این سیاست در نهایت به توافق برجام (JCPOA) در سال ۲۰۱۵ انجامید.

روحانی پیش از ریاست‌جمهوری نیز سال‌ها مسئول پرونده هسته‌ای ایران و دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، بنابراین با جزئیات این پرونده آشنایی عمیقی داشت. او در انتخابات سال ۱۳۹۲ وعده داد تحریم‌های اقتصادی کاهش یابد، پرونده هسته‌ای از مسیر دیپلماسی حل شود و بدون کنار گذاشتن اصل فناوری هسته‌ای، فشارهای بین‌المللی کاهش پیدا کند. لذا مهم‌ترین اتفاق دوران ریاست‌جمهوری او، امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در تیر ۱۳۹۴ بود.

بر اساس این توافق ایران پذیرفت که سطح غنی‌سازی را محدود کند، تعداد سانتریفیوژهای فعال را کاهش دهد، ذخایر اورانیوم غنی‌شده را محدود کند و نظارت‌های گسترده‌تر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد. در مقابل تحریم‌های هسته‌ای سازمان ملل، اتحادیه اروپا و بخشی از تحریم‌های آمریکا تعلیق یا لغو شوند. دولت روحانی معتقد بود اختلاف با آمریکا باید از طریق مذاکره مدیریت شود، نه تقابل دائمی. اما باید به یک نکته مهم توجه کرد روحانی هرگز خواهان رابطه بدون قید و شرط با آمریکا نبود. روحانی می‌گفت اگر آمریکا به تعهدات خود پایبند باشد، احترام متقابل رعایت شود و تحریم‌ها برداشته شوند، می‌توان درباره مسائل هسته‌ای مذاکره کرد. بنابراین سیاست او تعامل مشروط بود، نه عادی‌سازی کامل روابط.

در سال ۲۰۱۸، دولت Donald Trump از برجام خارج شد. این اتفاق مهم‌ترین چالش دولت روحانی بود. پس از آن تحریم‌های آمریکا بازگشت، صادرات نفت ایران کاهش یافت، ارزش پول ملی افت کرد و فشار اقتصادی افزایش یافت. در این راستا  ابتدا دولت روحانی اعلام کرد ایران در برجام باقی می‌ماند و به اروپا فرصت می‌دهد تا تعهدات اقتصادی خود را اجرا کند. اما وقتی این تلاش‌ها به نتیجه نرسید، ایران به‌تدریج برخی محدودیت‌های برجامی را  از جمله افزایش سطح غنی‌سازی و توسعه فعالیت‌های هسته‌ای را کنار گذاشت.

اصلاحات و برخی حامیان آنها اصرار داشتند برجام توانست برای مدتی تحریم‌های بین‌المللی را کاهش دهد، فروش نفت افزایش یافت، اقتصاد ایران در سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ رشد قابل توجهی را تجربه کرد و اگر آمریکا از توافق خارج نمی‌شد، نتایج اقتصادی برجام می‌توانست ادامه پیدا کند. اما در مقابل منتقدان اعلام کردند که دولت بیش از اندازه به رفع تحریم‌ها از طریق مذاکره امید بست، تضمین کافی برای ماندن آمریکا در توافق وجود نداشت و بخش مهمی از محدودیت‌های هسته‌ای پذیرفته شد، اما منافع اقتصادی مورد انتظار به طور کامل محقق نشدند.

یکی از موارد بسیار مهم از طرف منتقدین در قرارداد مشهور برجام، موافقت و امضاءِ سهوی یا عمدی واژه ای بنام snapback در مقابل موضوع برداشتن برخی تحریمها بود که روحانی و ظریف در مقابل دفاع از عملکرد خود، دائما از وجود چنین واژه و موضوعی در برجام یا اعلام بی اطلاعی می کردند و یا اصرار می ورزیدند معنی و تفسیر آن با شدت و قدرت زیادی که گفته می شود واقعیت ندارد و همچنین دائما و با تکرار در تریبون های رسمی فریاد می زدند که از این لحظه تمامی تحریمها علیه جمهوری اسلامی برداشته خواهد شد. از طرفی از دیدگاه حامیان جناح مقابلِ اصلاحات یعنی اصولگراها، شهادت سردار بزرگ ایران حاج قاسم سلیمانی تنها راه هموار نمودن مسیر برجام و فشار بر رهبر شهید برای موافقت اولیه و امضاء آن و سپس خارج شدن از آن توسط ترامپ بود که بازخورد مورد نظر امریکا و اسرائیل را در پی داشت و چگونگی شناسایی و ترور آن سردارِ شهید در تاریکخانه تاریخ معاصر ایران هنوز به طور مبهم و بی جواب مانده است. در نوع و نحوه پذیرش برجام و اسنپ بک از طرف مقام معظم رهبری آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه ای همین بس که در مقاطی فرموده اند: من خیلی اعتقادی نداشتم. بارها به رئیس ‌جمهور و وزیر خارجه تذکر دادیم. به آمریکا اعتماد ندارد و نتیجه را قطعی نمی‌داند. و به همان تناسب نه تنها تحریم ها علیه جمهوری اسلامی برداشته نشد، بلکه پس از بتن ریزی آب سنگین اراک و انتقال بخش عظیمی از اورانیوم غنی شده به روسیه، علیرغم عدم اجرای تعهدات امریکا، همواره با بهانه گیری کلمه اسنپ بک از طرف دولت امریکا دور جدید تحریم های شکننده علیه ایران آغاز و نهایتا به دو جنگ تحمیلی اخیر منجرگردید.

●. سیاست حجت‌الاسلام شهید ابراهیم رئیسی

سیاست او از نظر گفتمان به دولت احمدی‌نژاد نزدیک‌تر بود، اما از نظر شیوه اجرا تفاوت‌هایی داشت. وقتی رئیسی در سال ۱۴۰۰ به ریاست‌جمهوری رسید، ایران پس از خروج آمریکا از برجام (در سال ۲۰۱۸) بسیاری از محدودیت‌های برجامی را کنار گذاشته بود و سطح غنی‌سازی و ظرفیت هسته‌ای نسبت به دوران اجرای برجام افزایش یافته بود. دولت رئیسی این روند را ادامه داد و بر حفظ و توسعه توان هسته‌ای تأکید کرد. موضع رسمی دولت او این بود که ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، برنامه هسته‌ای صرفاً اهداف صلح‌آمیز دارد و غنی‌سازی حق قانونی ایران است.

برخلاف تصور برخی، دولت رئیسی اصل مذاکره را رد نکرد اما اعلام کرد مذاکره باید نتیجه‌محور باشد، تحریم‌ها باید به‌طور مؤثر و قابل راستی‌آزمایی رفع شوند، آمریکا باید تضمین دهد که مانند سال ۲۰۱۸ دوباره از توافق خارج نخواهد شد. و به همین دلیل، مذاکرات وین ادامه یافت، اما به توافق نهایی منجر نشد.

دولت رئیسی مواضع انتقادی‌تری نسبت به آمریکا نسبت به دولت روحانی داشت و او بارها اعلام کرد که به آمریکا اعتماد ندارد، خروج آمریکا از برجام دلیل اصلی بی‌اعتمادی ایران است و بدون تضمین معتبر، توافق جدید قابل اتکا نیست. اما در عین حال، مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری کشورهایی مانند عمان و قطر در مقاطع مختلف ادامه داشت. بنابراین رابطه سیاسی مستقیم برقرار نشد، اما کانال‌های دیپلماتیک غیرمستقیم کاملاً قطع نشدند.

یکی از تفاوت‌های مهم دولت رئیسی با دولت روحانی، تمرکز بیشتر بر سیاست نگاه به شرق بود که در این دوره روابط با چین گسترش یافت، همکاری با روسیه افزایش پیدا کرد، ایران به عضویت کامل سازمان همکاری شانگهای درآمد و روند پیوستن ایران به گروه بریکس نیز تکمیل شد.

در دوره شهید رئیسی ایران بدون عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای، توان فنی خود را افزایش داد، وابستگی سیاست خارجی به مذاکرات با غرب کاهش یافت و روابط با قدرت‌های آسیایی تقویت شد. اما از طرفی مذاکرات احیای برجام به نتیجه نرسید، تحریم‌های اقتصادی عمدتاً پابرجا ماند، تنش میان ایران و کشورهای غربی افزایش یافت و اختلاف‌ها با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر سر نظارت‌ها ادامه پیدا کرد. البته با شدت شرایط نفوذ عواملی نامشخص در بدنه نظام نهایتا با شباهت شرایط شهادت سردار قاسم سلیمانی، چگونگی سقوط هلیکوپتر و شهادت رئیس جمهور و جمعی دیگر از همراهان ایشان هنوز در هاله ای از ابهام و مشکوک مانده است.

●. سیاست دکتر مسعود پزشکیان

پزشکیان پس از اینکه از سال ۱۴۰۳ رئیس‌جمهور ایران شد اعلام کرده است که ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست و از مذاکره برای رفع تحریم‌ها استقبال می‌کند اما از حق غنی‌سازی و فناوری هسته‌ای عقب‌نشینی نخواهد کرد. در ابتدا به نظر می رسید ظاهرا سلیقه سیاسی او نسبت به دولت شهید رئیسی نرم‌تر و نزدیک‌تر به رویکرد دیپلماتیک است و  او نیز همچنان بر چارچوب سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی تأکید دارد، اما پس از رخداد تلخ دو جنگ اخیر و شهادت رهبر جمهوری اسلامی ایران، رفتار سیاسی ایشان در مقابل اروپا، امریکا قابل تشخیص و تعریف نبوده و در بازی میدان نبرد و سیاست و ناکامی در تورم اقتصادی کشور، در حال حاضر مواضع صریح و روشنی از خود نمایان ننموده اند. در ابتدای شروع فعالیت ایشان اسماعیل هنیه در تهران و در ادامه سید حسن نصرالله و جمع دیگری از عناصر مهم مقاومت در لبنان ترور و به شهادت رسیدند. سپس در میانه مذاکرات دیپلماتیک مورد تاکید و اصرار ایشان، جنگ 12 روزه تحمیلی و شهادت چندین نفر از فرماندهان ارشد نظامی کشور شکل گرفت که رهبر شهید انقلاب از ان بعنوان کودتا نام برد و مجددا در ادامه جنگ تحمیلی دیگر با شهادت آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای(ره) تا مذاکرات امروز  و حواشی بسیار پیچیده آن شکل گرفته اند.

●. حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران

با توجه به استراتژی خاص رهبر انقلاب مبنی بر عدم حضور در مجامع رسمی و عمومی به این جملات ایشان که فرمودند: بنده علی الاصول { درباره تفاهم نامه} نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیس جمهور محترم بعنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی از طرف خود و اعضاء در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه صادر کردم. ـ و  مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد شد، بسنده می شود.

■ با بررسی مطالب بالا و سوابق مواضع و عملکرد دولت امریکا و هم پیمانان ایشان با دولت های مختلفه ایران از کودتای 28 مرداد 1332 تاکنون کاملا روشن و مشخص است که سیاست های دولت ایالات متحده امریکا نسبت به کشور ایران با هر رئیس جمهوری که در کابینه و مجلس سنایش باشد، همچنان خصمانه، اشغالگرانه به جهت تصاحب موقعیت جغرافیایی و منابع غنی آن است و نه صرفا مذاکره و رفتار صحیح با ایران و نجات مردم آن از یک موقعیت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خاص  مثل جمهوری اسلامی.

خاطرنشان می شود که امریکا با الگو برداری از کودتای ۲۸ مرداد 1332 تصور می کنند که یقینا قدرتمندان ایرانی اغلب جنبه امانتداری قدرت مردم خود را ندارند و به راحتی می توانند با مَنیّت از روی جنازه برادران و آقایان خود بگذرند و اثبات این تصور را تاریخ آینده هم رقم خواهد زد. لذا از این روست که امریکا و اسرائیل با مطالعات گسترده فرهنگی و سیاسی و اقتصادی از چندین دهه پیشین ایران و ارزیابی رفتار و ظرفیت های مسئولان ارشد کشوری و انبوه مردم، علیرغم هشدارهای رهبر شهید مبنی بر تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی و شعارهای معروف سالانه، نمی توان کتمان کرد که اسرائیل و امریکا موفق شده اند با بازی های فوق حرفه ای رسانه ای و سیاسی موجبات فساد اقتصادی و اداری و مافیایی، نارضایتی های توده ای تا سطح براندازی را فراهم نمایند. آنان توانسته اند در کنار نفوذ  به بدنه نظام و خیانت های گسترده یِ برخی آقاها و آقازاده و خانم ها و خانم زاده ها از جریان 88 تاکنون وقایع مختلفی از جمله بنزین آبان ماه ـ حوادث مهسا امینی و شورش های دی ماه 1404، زمینه سازی جراتِ تهاجمی دشمنان داخلی و خارجیِ قسم خورده ایران را فراهم نمودند. از دیدگاه تحیلی این رسانه بسیار روشن و شفاف است که امریکا با الگو برداری از وقایع کودتای 28 مرداد و شناخت کامل از هنجار و ناهنجاری های مردم و مسئولین دیپلماتیک و طیف گوناگون اقشار روحانیت ایران در طول گذر تاریخ، یک نسخه رو نوشت شده بسیار پیچیده تر و مدرن تر از سال 1332 برابر تمام شرایط فعلی ایران را  از چند دهه پیش پیچیده و در حال تجویز توسط اسرائیل و عوامل نفوذی فوق حرفه ای و نیز فریب خورده می باشند.

متاسفانه گاها بی توجهی و خطاهای استراتژیک دکترین کشور موجبات تشخیص و  رفتار و  آمادگی نادرست در مقابل دشمن را رقم می زند و این رسانه معتقد است حتی  نقدهای منفی یا تخریب و  یا بدگویی های دیپلماتیک و  رسانه ای دشمنان از همدیگر، یک نوع عملیات فریب و حمله است که  متاسفانه توسط رسانه های داخلی هم به تکرار باز نشر می شوند. برای مثال خبر مخالفت مجلس سنای امریکا برای تمدید مجوز جنگ ترامپ علیه ایران و همچنین نگرانی ترامپ نسبت به بازیهای جام جهانی و انتخابات پیش روی او، با سرعت عجیبی بازنشر می شوند اما از طرف دیگر خبر پیروزی لیندزی گراهام از ایالت کارولینای جنوبی و تهدید نمایشی اسرائیل توسط اردوغان که ترامپ را تشویق و ترغیب به حمله نظامی مجدد می نمایند، بسیار بی اهمیت جلوه میدهند. برتائید ادعاهای تحیلگرِ خبرنگارِ پایگاه خبری پژواک رسانه وطن، جملاتِ کلیدی و استراتژی جی دی ونس معاون رئیس جمهور امریکا «« که گفت: کسی که تصمیمات را در ایران می‌گیرد، رهبر جمهوری اسلامی است. رئیس‌جمهور قدرت زیادی ندارد. وزیر امور خارجه هم به نظر می‌رسد با رهبر صحبت می‌کند. وزیر خارجه عمدتاً کسی است که ما با وی ارتباط برقرار می‌کنیم.»» نشانگر شناسایی، رخنه و نشانه گیری آنان درنوع سیستم حاکمیت ایران است. در بازی و اختلاف افکنی های رسانه ای، همین را بس که با شیطنت تمام یک مصاحبه ویدئویی راستی آزمایی نشده یِ رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل «« که مدعی می شود در ابتدا قرار بوده دکتر محمود احمدی نژاد پس از کودتا از داخل رهبری کشور را بدست بگیرد و از طرفی به کردها هم استقلال داده شود اما ترامپ با توجیه اردوغان از اینکار صرف نظر کرد.»» را هیچکدام از رسانه های داخلی جرات ورود و تجزیه و تحلیل آن را پیدا نکردند. و اینجاست که اگر هوشیار و بیدار باشیم این سوالات و شبهات زیر پیش می آید که بایستی توسط مسئولین و مراجع مدعی پیش گفته، شرافتمندانه و اغناء کننده پاسخ و رفع شبه و ابهام شوند:

اگر این تفاهم نامه که پس از شهادت رهبر فقید ایران و با تحمیل نظر یا تهدید رهبر جدید منعقد شده باشد، آیا فرضیه تقسیم و تصاحب قدرت نامشروع توسط برخی آقایان و خانم های  انقلابی در ظهور اختلافات اخیر با دخالت و تطمیع ایشان، توسط امریکا به نظریه و نتیجه قطعی تبدیل نمی شود؟ و اگر در آینده چنین فرآیندی اثبات گردد، به اعتراضات و اغتشاشات داخلیِ جدی تر و تغییر رژیم مد نظر امریکا و تجزیه کشور منتهی نخواهد شد؟

با توجه به سوال اول، تا چه حد ممکن است شایعات متعدد مربوط به کودتای نرم فوق حرفه ای و پیچیده از طریق برخی شخصیت های مطرح و انقلابی ‌کشور صحت داشته باشد؟

اگر جواب سوال های اول و دوم منفی باشند، آیا این امکان وجود دارد موردی شبیه snapback برجام در تفاهم نامه اخیر به معنای New snapback باشد که کشور را وارد جنگ دیگر و گسترده تری نماید؟

با توجه به اینکه رهبر شهید با صراحت فرموده بودند جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد، آیا تاکنون عوامل و علت های هدفمند داخلی جنگ تحمیلی مشخص شده اند یا نه؟

5 ـ با توجه به اینکه به نظر می رسد مسئولین مذاکره با مردمِ خود به هیچ عنوان صادق نیستند و هرگونه اتفاق و مفاد تفاهم نامه مانند واگذاری کالای غذایی امریکایی بجای پول نقد قبل از هر مسئول داخلی، از زبان رئیس جمهور امریکا اطلاع رسانی عمومی می شود، چرا یک سازمان یا مرجع معتبر و قانونی وجود ندارد که ادعاهای طرفین جنگ را راستی آزمایی نمایند تا شاید تکلیف ایران و‌ جهان برای همیشه مشخص شده و اختلافات ریشه ای برچیده شوند؟ و یا به چه بهایی مصلحت اینست که حقایق تا ابد پشت ابرها بمانند؟

در یک سوال خاص دلایل تاکیدات محمدباقر قالیباف بر دروغگویی ترامپ و اصرار بر سلامت تفاهم اولیه طرفین و ابراز نگرانی مکرر او به کارشکنی اسرائیل از برهم زدن این تفاهم نامه که منتقدان جدی دارد چیست؟

در صورت شکست در مذاکرات و وارد شدن صدمات شدیدتر از گذشته به کشور و جهان اسلام، آیا شعام، رئیس جمهور و جبهه اصلاحات، رئیس  مجلس و رئیس قوه قضائیه، منتقدان جبهه اصولگرا به چه میزان شهامت، جرات و پایبندی به قوانین اساسی را دارند تا پاسخگو شده و مجازات شوند؟

آیا موافقان و منتقدان جبهه اصلاحات و اصولگرا در مورد منافع ایران و اسلام چقدر حق به جانب هستند؟ و تا چه حد می توانند با بازی کلمات و اذهان عمومی، پیروزی ها و شکست های خود را توجیه نمایند؟

کاسبان تحریم و جنگ چه کسانی اند؟ کاسبان صلح و قدرت وابسته به دشمن چه کسانی اند؟ و چرا نمی توانند یا نمی خواهند از اختلافات و فسادهای معمول خود دست برداشته و بجای تسلیم محض شدن به امریکا، از روش های معمول و مدرن سیاسی و اقتصادیِ امریکا مانند اتحاد احزاب و جناحات الگوبرداری و تبعیت نمایند؟ مگر اصل اسلام بر صلح و اصلاح جهانی نیست؟ البته نه صلحی که با شکست و تحقیر اسلام همراه باشد. بنابراین چه کسانی مطالبه گر جنگ هستند و ‌با چه استدلال استراتژی و تاکتیکی ؟

10ـ چرا عاملان دستور تعطیلی مجلس شورای اسلامی نمایندگان مردم و همچنین تعویق یا کنسل کنندگان انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به بهانه جنگ که بجز تهمت و تهدید نمایندگان و مردم مطالبه گر به بهانه ایجاد تفرقه، تنبیهات و مجازات، رفتار دیگری بلد نیستند و از زیر پا گذاشتن قانون از موضع قدرت دریغ نمی کنند، معرفی و بازخواست نمی شوند؟

11ـ آیا کنسل نمودن انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و تمدید فعالیت شوراهای فعلی  و دستور پیش گیری از استیضاح شهرداران متخلف، مصداق نوعی سناریوی تحریک و تزریق بذر نا امیدی اجتماعی و ترویج عامدانه تخلفات و فساد اداری و مالی و توهین به ارزش های انتخاباتی و دهن گجی و فحاشی  به رای تعریف شده مردم در قانون اساسی و نیز حرکت به سوی نابودی نظام نیست؟

12ـ نقش و منافع روسیه، چین و پاکستان بجز منافع اندک تاکتیکی، از منظر استراتژیک و سیاست های پیش گرفته شان در قبال اتفاقات اخیر منطقه ای و ایجاد بازار جدید تسلیحات نظامی برای خود در رقابت با تسلیحات نظامی امریکایی در قبال ایران چیست؟

13ـ نقش چین و روسیه بعنوان بازیگردانان در سایه تا چه حد در شکست یا پیروزی مذاکرات یا جنگ سخت تر از قبلی ها می تواند محتمل باشد؟

14ـ لطفا مسئولین مذکور از هر جناح و حزب و تشکل، موضع صریح، قاطع و قانع کننده خود در رابطه با شعار و مطالبه انتقام خون رهبر انقلاب مردم حاضر در کف میادین و در تشییع پیکر آیت الله شهید سیدعلی حسینی خامنه ای را جهت انعکاس و انتشار در رسانه ها از جمله پایگاه خبری پژواک رسالنه وطن بیان نمایند.

15ـ آقای دکتر مسعود پزشکیان و نهج البلاغه ناطق ایران ! در حالی که ترامپ و نتانیاهو و عوامل نفوذی داخلی ایران در حال پیشبرد استراتژی های خود برای ایجاد خاورمیانه جدید در منطقه هستند، حضرتعالی امر کرده اید: هر کسی که به هر بهانه‌ای بخواهد وحدت و انسجام را بر هم بزند، آب به آسیاب دشمن ریخته است و این موضوعی است که باید نسبت به آن هوشیار و مراقب باشیم. ـ بنابراین بخاطر اینکه خدای ناکرده آب به آسیاب دشمن ریخته نشود لطفا خودتان صراحتا و مستندا پاسخ دهید که :

الف ـ با توجه به دشمنی دیرینه و طمع امریکا به ایران از منظر موقعیت سوق الجیشی که یک نمونه آن کودتای ۲۸ مرداد و طرح دیرینه خاورمیانه جدید و پیمان ابراهیم است، رویدادهای داخلی امریکا و پیروزی گراهام تا چه حد به رفتارها و چرخش به یکباره ترامپ در نیات سیاست هایش در قبال ایران اعتماد به نفس داده و اثرگذار بوده است؟ با توجه شغل اصلی دونالد ترامپ و روابط برادری اش با بنیامین نتانیاهو آیا می توان باور کرد که ترامپ یا رئیس جمهور بعدی امریکا در آینده مجددا زیر مذاکرات نخواهند زد؟

ب ـ آقای پزشکیان سوالات دوران انتخابات شما و آقای ظریف : مرغ چند؟ … گوشت چنده؟… ماشین چنده؟ …تخم مرغ چنده؟ … هل من الناصرالچای دبش یادتان می آید؟

پ ـ شبهات در بین جناح مقابل تان را در مورد عدم شهادت ها از سمت جناح اصلاح طلبان، علی الخصوص جبهه یِ غربگرای آنان حتی در حد یک نفر و از طرف دیگر آغاز شهادت ها از دوران سردار سلیمانی، تا مقام معظم رهبری و مجروحیت آیت الله سید مجتبی خامنه ای را به چه نحو برطرف و توجیه می نمایید؟

ت ـ آیا ارزیابی جنابعالی از  انتقادات تند متقابل جناح اصولگرا از جمله جبهه پایداری، روحانیت و مداحان وابسته به آنان و مردم کف خیابان از رئیس مجلس و کابینه دولت اصلاحات و عدم اجماع جناحین در شرایط فوق العاده برای رفع این ابهامات و اشکالات و یا اتحاد و وفاق در مقابل دشمن قدیمی، شبیه یا عین پیشرفته کودتای ۲۸ مرداد نیست؟

ج ـ اگر حضرتعالی و هم قطاران اجرائی، پیگیر جدی انحلال و تعدیل زیرکانه سپاه و ارتش و هر نیرویی که تاکنون اقتدار ایران را در دنیا حفظ کرده اند نبوده و یا به دنبال به حاشیه کشاندن ولایت فقیه نیستید، آیا حاضر هستید به جهت پیشبرد شعار وفاق و اتحاد ملی واقعی و شکست دشمنان، یک مناظره زنده تلویزیونی بین شما، دکتر احمدی نژاد، دکتر روحانی و میر حسین موسوی، محدباقر قالیباف با نظارت و داوری قوه قضائیه و مردم داشته باشید؟

*. بی صبرانه منتظر توجه و پاسخ بازیگران سیاسی مطروحه در این مقاله هستیم *  و من الله توفیق

  • نویسنده : دکتر مصطفی شفقی