آن روز که غبارِ زمان بنشیند،
حسرتِ تو آغاز میشود؛
حسرتِ اینکه چرا چند ساعت رنج را تاب نیاوردی،
چرا نامت در صفِ تشییعکنندگانِ بزرگترین شهیدِ اسلام،
نایبِ امامِ زمان(عج)، ثبت نشد…
این میدان، فقط میدانِ یک تشییع نیست؛
این، میدانِ امتحان است.
همان میدانی که کربلا را معنا کرد؛
همان لحظهای که امام حسین(ع) تنها ماند،
و عدهای با بهانههای رنگارنگ،
از یاریِ حق عقب نشستند:
یکی به بهانهی جان،
یکی به بهانهی مال،
یکی به بهانهی خانواده،
یکی به بهانهی فردا…
اما تاریخ،
بهانهها را ننوشت؛
جا ماندن از حق را نوشت.
یارانِ حسین(ع) اما،
چون کوه ایستادند؛
با دستان خالی،
اما با دلهایی سرشار از ایمان؛
با تنهای زخمی،
اما با روحی که به آسمان تکیه داشت.
آنها آموختند که وقتی امامِ حق در میدان است،
دیگر عذر، معنا ندارد؛
فقط وفا معنا دارد،
فقط ایستادن،
فقط لبیک گفتن.
امروز هم کربلا ادامه دارد؛
امروز هم صحنهی آزمون برپاست؛
و این مسیر،
این حضور،
این ایستادگی،
تمرینِ ظهور است؛
تمرینِ آن روزِ عظیم که باید در رکابِ صاحبِ این پرچم،
سینه سپر کنی و بگویی:
لبیک یا مهدی!
این فرصت،
این افتخار،
و این ثوابِ بیمانند،
شاید در تمام عمرت فقط یکبار نصیبت شود؛
جا نمان…
مبادا فردا،
در صفِ حسرتزدگان،
نامت کنارِ آنان نوشته شود که در کربلا گفتند:
«بعداً میآییم»
و هرگز نرسیدند…
یا حسین
مهدی چوبینه
- نویسنده : محمد شتربانی
- منبع خبر : پایگاه خبری پژواک رسانه وطن





















Thursday, 16 July , 2026