ایرانی رنج‌های فراوان دیده، اما هرگز در برابر قدرت‌های بیگانه سر خم نکرده و درهم نشکسته است. این ملت همواره فرماندهٔ کل قوا داشته، دارد و همیشه خواهد داشت. 

پس از گذشت 18 روز از جنگ تحمیلیِ دیگری که توسط دشمنان سرسخت تاریخی و قسم خورده ایران و ایرانی صورت گرفته است، خود را مکلف دیدم تا بر اساس انبوهِ داده هایِ رسانه های داخلی و خارجی ـ برخی مشاهدات میدانی و پیشینه شغلی، گزارشی جامعی به صورت تحلیلِ نظامی و سیاسی و حتی الامکان پرهیز از جانبداری یکطرفه را تهیه نموده و نهایتا راهکار لازم و مد نظر خود را به طرفین حاضر در میدان نبرد ارائه نمایم.

جنگ منطقه ای کنونی با مشارکت کشور امریکا و اسرائیل و دیگر هم پیمانان آنها  و نیز شبکه فوق حرفه ای نفوذ داخلی

به طور کاملا یکطرفه به کشور ایران تحمیل شده است اما شواهد موجود نشان از آن دارد که شیوع آن در پهنه جهانی در حال گسترش می باشد. بنابراین بدیهی است اراده و عملکرد کشور پهناور ایران بایستی در شان شناسنامه و تمدن تاریخی اش باشد تا بتواند تمام توان بازدارندگی و پاسخ متقارن خود به این حملات و فشارها را با همکاری محور مقاومت و کشورهای هم پیمان حفظ نماید و یکبار دیگر نشان دهد که پیام آزاده گی و مقام اعلای انسانیت را فقط یک تمدن غنی با ریشه های قوی و پایدار می تواند در جهان نشر داده و به نمایش بگذارد. و فقط بدین صورت است که دست و نیات تمام کشورهای متجاوز و خائنین خود فروخته که طمع دستیابی به ایران دارند، یکبار برای همیشه قطع شده و آرامش و ثبات را به منطقه و جهان بازمی گردد.

▪︎تحرکات ایران:

¤ در عرصه این درگیری ها جمهوری اسلامی ایران از قبل از جنگ 12 روزه تاکنون با تلاش برای کاهش تنش و فشارهای اقتصادی و لغو تحریم‌ها از طریق مذاکره و حسن صداقت و اعتماد کامل نشان داده است که می تواند در عرصه بین المللی زبان دیپلماسی را بهتر از کل دنیا بلد بوده و پیاده نماید. از نمونه های بارز آن مذاکره با میانجی‌گری کشورهای ثالث (مانند عمان و قطر) می باشد که متاسفانه با عدم صداقت و شیطنت و زیاده خواهی کشورهای متخاصم و دشمنان قسم خورده با شکست مواجه گردید.

¤ برخلاف تصورات و داده های نادرستِ امریکا و اسرائیل، ایران با نمایش توان نظامی، موشکی و دیپلماسی خود نشان داد که قادر است حفظ بازدارندگی و موازنه قدرت منطقه ای و فرا منطقه ای داشته باشد. امتیازات بر خورداریِ حمایت از نیروهای متحد در منطقه (مانند حزب‌الله، حوثی‌ها، گروه‌های عراقی و حتی سوریه ای)، دنیا را متوجه آن نمود که سر بزنگاه  محبوبیت منطقه‌ای هم دارد و  توانسته است  دائما  ثابت کند که با استفاده از تبدیل تهدیدها به فرصت ها،     می تواند فشارها و تنش‌های خارجی را به انسجام و وحدت ملی و منطقه ای تبدیل نماید. لذا در جنگ اخیر با بهره گیری از ابزارها و رویکردهای سیاسی، نظامی، رسانه ای و استفاده از نیروهای همسو تاکنون توانسته است با درگیری مستقیم و غیر مستقیم از زیاده خواهی های کشورهای مهاجم و هم پیمانان آنها در منطقه خاورمیانه  جلوگیری نماید.

¤ در حمله به زیرساخت‌ها و شبکه‌های حیاتیِ دشمنان، با تجارب و تکنولوژی های داخلیِ موجود خود در عملیات های سایبری موفقیت هایی را به دست آورده است. چرا که توان موشکی و پهپادی ایران نمایشگر قدرت دفاعی  و  تهاجمی  بی نظیری در مقابل چندین کشور متحد علیه ایران شده و تقریبا تمام معادله های از پیش تعیین شده آنان را نقش بر آب نموده است و علیهذا همین عدم تحمل شاخصه ها و توانایی های ذکر شده ایران از طرف قدرتمندان مطرح دنیا، منجر به درگیری های نظامی منطقه ای و فرا منطقه ای گشته و در ادامه نیز سبب تشدید فشارات جدیِ سیاسی و اقتصادی شده و البته به شکل ناباورانه هنوز هم ادامه دارد.

¤ با توجه به اینکه در جنگ نرم جنس گلوله از نوع پیام است، چنین به نظر می رسد که ایران از نظر رسانه ای در راستای مبارزه با فرافکنی ها، سیاهی نمایی ها و خنثی نمودن انبوهِ بمباران و جنگ اطلاعاتی دشمنان و در مقابل آنها ایجاد حس همدلی، اعتمادسازی، باور و صداقت در اقشار مختلف مردم در رسانه ملی عملکرد خوبی نداشته است. اما در جنگ نرمِ پلتفرم های فضای مجازی می تواند امتیاز قابل قبول را کسب نماید. زیرا الزاما بسیار محتمل است که تفکر و عملکرد تخصصی و کلاسیکِ پرسنل رسمی یا نظامی یا سیاسی در خط مقدم جنگ از خروجیِ بلندگوها و رسانه های در اختیار آنان سهوا و ناخواسته، زحمات ـ تلاش ها و عملکردها را بی نتیجه یا خنثی کرده و گاها نیز بازخورد کاملا معکوس ایجاد نماید که این محتملات در شرایط جنگی  گاها بسیار جبران ناپذیر خواهند بود. برای مثال می توان به دفعاتِ بازی شایعات مرگ نخست وزیر اسرائیل و یا سخنان متناقض رسانه ای شخصیت های سیاسی طرف های مقابل جنگ اشاره کرد که پس از آن اتفاقات بسیار ناگواری از جمله ترور شخصیت ها و نیروهای بسیار مهم ایران به راحتی انجام می شود.

لذا مجددا و موکدا”  لازم به تذکر است که تفکر و جهان بینی یک مامور با تفکر و جهان بینی یک شهروند عادی اعم از کارمند، کاسب، تاجر و غیره بسیار بسیار متفاوت است و یقینا آنانی که اینها را در آموزشهای خاص خود دریافت نمود اند غالبا به دلایل عدم تمرکز و دقت در مرزبندی زندگی ماموریتی و اجتماعی، در عمل واقعی بر ایشان ممکن است که کاملا غیر ممکن باشد.

▪تحرکات امریکا، اسرائیل، کشورهای هم پیمان و خائنینِ نفوذی داخلی:

¤ تصور و یا باور اینکه ایالات متحده آمریکا نمی تواند پذیرای این باشد که دیگر نخواهد توانست تنها یکه تاز یکطرفه و امپراطوری بزرگ دهکده جهانی باشد، برای سیاستمداران امریکا و اسرائیل که دهه های متمادی رویای آن را در سر پرورانیده اند و همچنین سایر کشورهای کوچکِ دست به سینه به آنها بسیار مشکل و دردناک است. لذا طرف های جنگ و هم پیمانان روی صحنه و پشت صحنه آنها که از زمان رضا خان میرپنج تاکنون خود را تنها اربابانِ قدرت و بازیگردانان رویدادها و تحولات اقتصادی، سیاسی، فرهنگیِ جهان، خاورمیانه و ایران تخیل و تصور می نمودند، زمانی که خود را ناکام یافتند به ناچار از چندین دهه پیش و در اتاق های فکر خود در پی جبران موهومات کاذب خود با تمام نیرو و قدرت طلبی جاه طلبانه بوده و اهداف بسیار مهم و کلیدی را طراحی و تحت عنوان خاورمیانه جدید تا مرز تعیین سهم الارث های شان از پیش برنامه ریزی و تعیین کرده اند. اما غافل از اینکه این بار هم به پاسخ اکثر معادله ها و نظریه ها در راستای تمایلات و منافع خود با حضور کشوری مانند ایران نرسیدند. البته بجز مانع بزرگی مانند ایران، اکثریت آنان برخلاف ادعاهای ظاهری و پروپاگانداهای رسانه ای، با یکدیگر هم رُک و رو راست نبوده و بین خود بنا را بر روی پایه های سستِ بی اعتمادی و استفاده ابزاری جهت هر چه به مصادره به مطلوب بیشتر از موقعیت ها و توانایی های همدیگر گذاشته اند. لذا به همین دلیل است که سیاستگذاری محدود کردن ایران جهت جلوگیری از محبوبیت منطقه‌ای آن با شکست کامل مواجه شده است و در ادامه نقشه ها و اهداف واهی و تصادفی این متجاوزان توانسته است جنگ گسترده اخیر را به طور سرسام آوری بر عرصه جهانی تحمیل و بی ثباتی جدی و خطرناک انرژی، سیاسی و اقتصادی به بار بیاورد و آنچه مشهود است به نظر می رسد اثرات آن تا سالها پس از جنگ نیز تداوم خواهد داشت.

¤ حمایت بی چون و چرا و مطلق از اسرائیلِ صهیونیستی، به جای تامین امنیت اسرائیل و مقابله با تهدیدات علیه این کشور، اسرائیل را بی اعتبار، نیات و سیاست های آن را آشکار و اندک امنیت آن را در دنیا و بین هم پیمانانش به خطر انداخته است. در این راستا امریکا و اسرائیل نه تنها تاکنون نتوانسته اند با ایجاد جنگ منطقه ای منافع خود و امنیت نیروها و پایگاه‌های خود در منطقه تامین کنند، بلکه ابزارها و رویکردها و تلاشِ اقدامات دیپلماتیک آنها نیز برای کاهش تنش از طریق گفتگو و میانجی‌گری در منطقه با شکست و بی اعتباری سختی مواجه شده و شعائر دیپلماسی و دموکراسی و حقوق بشر دروغین آنها تنها و تنها نهایتا” ناگزیر به زبان خشونت و جنگ همه جانبه تبدیل شده است.

¤ برخلاف ادعاها و پروپاگاندای رسانه ایِ اکثر غریب به اتفاقِ متخاصمان و جریانات خارجی و داخلی به نظر می رسد حتی اقدامات نظامی گسترده و افزایش حضور نظامی  و نمایش قدرت  برای  بازدارندگی ایران، با هر نوع  رویکرد  و  نتیجه ای، منبعد هیچگونه منافعی برای آینده سیاسی و بقای اقتدار آنها نخواهد داشت اما پر واضح است که یقینا برای جهان و تامین امنیت آتی آن یقینا مفید خواهد بود.

¤ تحریم‌های اقتصادی و سیاسی و ادامه یا تشدید آنها علیه ایران توسط امریکا در کنار ارائه پشتیبانی و حمایت نظامی و اطلاعاتی به اسرائیل و دیگر شرکای منطقه‌ای اش، یقینا به افزایش درگیری‌های پراکنده و احتمال سرایت غیر قابل باور و روزافزون منطقه ای منجر خواهد شد. نتایج تلخ و فاجعه و بحران انسانی و زیست محیطی آن بسیار زیاد است. احتمال آوارگی و تلفات جمع کثیری از غیرنظامیان از طرفین در صورت گسترش این درگیری‌ها در راستای حفظ برتری جویی و توانمندی های نظامی در منطقه اجتناب پذیر خواهد بود.

¤ اسرائیل در کنار مشارکت و همکاری امنیتی با آمریکا در تبادل اطلاعات و هماهنگی عملیات و با استفاده از ابزارها و رویکردها ـ عملیات ها و حملاتِ نظامیِ هوایی یا زمینی ـ حملات سایبری و هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران و همچنین علیه اهداف مرتبط با ایران در سوریه، لبنان و سایر مناطق، سعی در برتری جویی نظامی منطقه دارد. اما همچنان نتوانسته است با پیامدهای آن و تشدید تنش در مرزهای خود و درگیری گسترده با حزب‌الله و نیروهای مقاومت مقابله کند. ولیکن تأثیرات منطقه‌ای و جهانی مخرب آن بعلت بی‌ثباتی در بازار انرژی، افزایش قیمت نفت و گاز به دلیل نگرانی از اختلال در عرضه جهانی کاملا لمس و درک شده است.

¤ اسرائیل بسیار در تلاش است تا با خلقِ تنش‌های فرقه‌ای، قومی، نژادیِ عمیق، شکاف‌ها و درگیری‌هایی را در بین حامیان خارجی و داخلی ایران به وجود آورد.

¤ هجم و تنوعِ انواع مانورهای رسانه ای و تبلیغات و بمباران داده ها از طرف دشمنان آن چنان بالاست که غالبا تفسیر یا تفکیک اخبار فیک نیوزها از عهده مردمان عادی خارج شده و امکان اینکه گاها بتواند برخی مسئولین از جمله خوارج و فریب خوردگان را در دام خطاهای محاسباتی گرفتار نماید بسیار قوی و بالا می باشد.

▪︎رفتارهای طرفین و نتیجه گیری

¤ تصورات و تحلیل های دکترین منتقد سیاسی، رسانه ها و واحدهای تبلیغی طرفین و همچنین افکار عمومی بر اینست که ترامپ در دام خودخواهی های نتانیاهو گرفتار شده و یا این نخست وزیر اسرائیل است که امریکا را مدیریت می کند و نه رئیس جمهور آن. اما من بر این باورم از آنجایی که سردمدارانِ اسرائیل آنچنان فرزندان ناخلفی هم برای استکبار جهانی و کشورهای به وجود آورنده خود نیستند، بنابراین امکان فداکاری یا انتحار نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، برای آرمان ها و تجارت جهانی ترامپ یا سایر متولیان آنها در این بازی مرکب Squid Game بسیار زیاد بوده و راه گریز ترامپ جهت فرار از تبعات بسیار سنگین این جنگ و تعقیبات قانونی آتی او با فدا نمودن آنیِ نتانیاهو بسیار محتمل می باشد.

¤ تجربه تاریخی حاکی از آن است که کشورهای اسرائیل و امریکا زمانی که احساس نمایند ضریب احتمال شکست شان رو به بالا است، برآن می شوند که از ابزارهای قانونی با اعمال فشار یا نفوذ یا پیمان های  پشت  صحنه کاملا  به  راحتی  سوء استفاده نمایند که نمونه بارز آن قطعنامه اخیرِ سازمان ملل علیه ایران که پیش نویس آن را کشورهایی تنظیم نموده بودند که سیاستمداران داخلی ایران آنها را دوست و رفقای وفادار خود تلقی می کردند و امکان نمک نشناسی آنان برای شان بسیار بعید و غیر قابل تصور بود. بدیهی است که این رفتار بین المللی همسایه های همجواری که سالها از ایران متنعم و بهره مند بودند بر رفتارها و جو روانی برخی عموم و برخی نیروهای خادم اثراتی نیز بگذارد.

¤ اکنون وضعیت جنگ مابین امپراطوری ایرانِ تنها با چندین کشور متحد و نفوذی های داخلی خودفروخته به مرحله‌ای رسیده است که احتمال بازشدن مسیر دیپلماسی یا لغزش به یک توافق گسترده‌تر تقریباً برابر است. آمریکا و اسرائیل همچنان شرایط کاهش یا پایان تحریم‌ها را به توقف کامل صنایع موشکی و پهبادی و توقف غنی سازی هسته ای و نیز نیروهای مقاومت حامی ایران در منطقه گره زده است. از طرفی ایران لغو آنیِ تمامی تحریم‌های بانکی و نفتی را پیش‌شرط هرگونه گفت‌وگو دانسته و برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای را حق مسلم و بین المللی خود می داند. از طرفی درون واشنگتن اختلاف نظرات پیشین به چالشی جدی برای دولت ترامپ تبدیل شده و برخی از مشاوران خواهان سیاست مهار سخت‌ترند و گروه دیگر بر کنترل بحران از طریق کانال‌های مختلف از جمله محرمانه تاکید دارند و برخی نیز خواهان توقف هر چه سریعتر این جنگ هستند.

¤ هر سه طرف (ایران، آمریکا، اسرائیل) به ‌صورت تاکتیکی از «آستانه درگیری لفظی و نظامی و پروپاگاندا » برای امتیاز سیاسی و امنیتی استفاده می‌کنند. حال مسیر درگیری‌های گسترده، بمباران هوایی مناطق نظامی و غیرنظامی، عملیات موشکی و سایبری یا پهپادی منظم یا نا منظم در کنار سکوت یا ایفای نقش بسیار مبهم کشورهای چین و روسیه و برخی کشورهای مثلا همسو و هم پیمان ایران، بزرگ‌ترین خطر موجود منطقه بوده و در حال شکل دادنِ جنایت موجودِ جهانی امپریالیسم در درگیری های اخیر نظامی می باشد و البته این کنش و واکنشهای افسارگسیخته تا حدودی توانسته کنترل منطقی اوضاع را از دست سیاست‌گذاران طرفین خارج نماید.

¤ نکته بسیار حائز اهمیت که تاریخ همواره برای بشریت نشان داده، اما متاسفانه در فراموش خانه یِ تاریخ به کل فراموش می شود اینست که کشورها و قدرت های شرق و غرب و اروپا و آسیا هیچگاه ایران را برای شرافت و صداقت مردمانش نخواسته اند و طاقت عزت و جلال و حرمت جهانی آن را نداشته، ندارند و نخواهند داشت. و اگر ایران را در هر حکومت و نظامی که باب میل شان باشد اندکی به شماره بگیرند، فقط و فقط بخاطر غارت منابع سرشار آن و تحقیر ایرانی جهت حفظ قدرت و زورگویی بر سایر نقاط جهان است.

¤ در نهایت می توان چنین نتیجه گیری نمود که نتیجه پیروزی در این جنگ را صرفا تجهیزات و سلاح های پیشرفته یِ روز دنیا و رسانه ها تعیین نخواهد نمود. البته که رسانه و پروپاگاندای تخصصی، قدرتمندترین سلاح موجود در این تقابل بزرگ و تاریخی برای تعیین پیروز این میدان می باشد. و در مکمل ابزار رسانه نیز تنها کلید و راز پیروزی، فقط و فقط صداقت و راستگویی و انسانیت حاکمان و طرفین درگیر با جهان و مردمان خود می باشد که رهبر سوم انقلاب ایران آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای(مدضله) در قسمتی از جملات اولین پیام خود بسیار هوشمندانه به آن اشاره و تاکید خاص نموده و مردم را چنین خطاب می نمایند که :

☆ این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آن‌ها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت.☆

:Ayatollah Seyyed Mojtaba Hosseini Khamenei (may his shadow be extended) Know this

 if your power does not manifest itself on the scene, neither the Leadership nor any of the various institutions—whose true role is to serve the people—will have the necessary effectiveness

لذا با عنایت  به گزارش و  تحلیل  مطروحه  و  همچنین دقت در جملات فرمانده کل قوا، چنین استنباط  می شود که اکنون زمان آن رسیده تا کشور به یک وفاق واقعی فوری (و نه شعاری و تزویرگرایانه) بین سلایق و گرایش ها علی الخصوص بین جناح ها، تشکل ها و گروه های رسمی و غیر رسمی که دوستار نظام هستند، برسد. ـ باهم بودن و در کنار مردم بودن صادقانه تنها راه ممکن پیروزی است و در این صورت است که اعلام عقب نشینی خیلی فوری و شکست را از طرف اسرائیل و امریکا و کشورهای هم پیمان شان به طور معجزه آسا با روح وجان لمس نموده و دشمنان و بدخواهان داخلی هم طعم تلخ حقارت را خواهند چشید.

  این مهم که بدون توجه و رعایت اصل حمایت مردمی، پیروزی بر اهریمن کاملا غیرممکن خواهد بود، یک وظیفه بزرگ جهانی، ایرانی، انسانی، اسلامی و شغلی آحاد مسئولین کشوری و لشگری است که بایستی تمام تلاش و توانشان را به کار بگیرند تا بتوانند قدرت اتحاد و اراده ایران اسلامی و ایرانیت و پیروزی را در معرض دید جهانیان به نمایش بگذارند.

دنیا بداند که ☆ ایرانی رنج‌های فراوان دیده، اما هرگز در برابر قدرت‌های بیگانه سر خم نکرده و درهم نشکسته است. این ملت همواره فرماندهٔ کل قوا داشته، دارد و همیشه خواهد داشت. ☆

 The Iranian nation has endured sorrow, yet it has neither bowed nor broken before foreign powers. It has had, has, and will always have a Commander‑in‑Chief

  (Dr.Mustafa SHafaghi)

¤ و نهایتا مجددا حرف اول و آخر و تاکید بر این که نتیجه نهایی پیروزی در جنگ اخیر را صداقت و شرافت طرفین در مواجهه با مردمان کشور خود و جهانیان تعیین خواهد نمود ولاغیر.

  • نویسنده : مصطفی شفقی
  • منبع خبر : پایگاه خبری پژواک رسانه وطن